مرداست کسی جان میدهد سر قولش

پدرصورت پس را بوسید وگفت:

پسرم تا کی میخوای بری جبهه ؟

پسر خندید وگفت:

قول میدهم این دفعه آخرم باشد بابا!!

پدر: قول دادی ها...!

و...پسر سر قولش "جان " داد...

روحتان شاد

بدون شرح

بدون شرح

حساب عمر



افلاطون میگوید:زمان ناخوشی را به حساب عمر مشمرید

نگران نباش خواهرم تو هنوز به دنیا نیامده ای

شاید...

شاید

کسی

جایی

دعا می کند

برف نبارد...

به خاطر پاهای کوچکش...

برابری وتساوی

تساوی تنها دریک جا وجود دارد، مثل آزادی.

ما تنها توی رَحِم مادر برابر هستیم.

.

.


دلم گرفته خدایا تو دل گشایی کن
من آمدم به امیدت تو هم خدایی کن
به بوی دلکش زلفت که این گره بگشای
دل گرفته ما بین و دلگشایی کن


حج حق

دیروز خبر دار شدم حاج آقا با زنش به حج رفته اند

چهل میلیون دادن وبه صورت ازاد حج کرده اند هرسال حج میکنن

ولی غافل از اینکه  باید حاجی حج حق بود. نه حاجی حج پول!

و مگر مروه همین جا نیست  پشت کوره های آجر پزی پاکدشت

و مگر آب زمزم همین جا نمی جوشد

نزدیک ده کوره های سیستان و بلوچستان

که قوت لایموتشان آه است و ناله....

و مگر همین جا نمی شود رمی جمره کرد مفسدان اقتصادی را

و مگر قربانی ما کودک اذر بایجانی نیست  .. که درصف کمیته

امداد در بغل مادرش جان داد

آری حاج آقا حج یعنی رنج...

رنج کارگری که 9 ماه است حقوق نگرفته

و آبرو نفرخته.... برای گران کردن اجناس

...برای برداشتن کلاه از سر بی نوایی غریب

حجر الاسود روی سیاه ماست

که زن شیعه برای نان شب، کلیه اش را بفروشد

آری بار کج به حج نمی رسد

حتی اگر صاحبش حاج آقا باشد

این ها را من نگفتم دل خسته ام گفت ...

بزرگتر که شدم, تازه فهمیدم

پیشانی حاجی شهر, پینه بسته

دستان پدرم نیز همینطور!!!

بزرگتر که شدم , تازه فهمیدم ,

پدرم با دستانش هم نماز میخواند!!!!




رسم زمونه

عجب رسمی داره, این زمونه

پرواز پرنده ها, توی زندونه

می خوام آواز بخونم, چرا نمیتونه

زبونم, حرف این دل رو بخونه

شکسته پرامو, دست بی رحم زمونه

بسته زبونمو, تا دلم چیزی نخونه

نگاه کن پروازمو, پریدم بی بهونه

پر وبالم کجاست ,کسی نمیدونه

کشیدم فریاد ,کرشه گوش زمونه

سکوت من,خودش فریاد ناتمومه

راز پریدن باپر شکسته,کی میدونه

پریدم اما, پرو بالم مال دیگرونه

شدم صیدوصیادم,عقاب زمونه

ببین پروازمو ,تو چنگال زمونه

قشنگه,ولی پریدن مال دیگرونه

این پریدن مال عقابه, منو کرده نشونه

روزی پریدم شاید, کسی چه میدونه

اون روز زندون ,برام میشه یه ویرونه

خدایاقلب عاشقارونشکن توویرونه

اگر مردم, بکُش, اما فقط عاشقونه


شعراز

سید محمد قرشی کلجاهی


مادربزگ

مادربزرگ من درماتم ازدست دادنت ریش نگذاشتم صورتم را آشفته نکردم

همان  صورتی را که وقتی کولت می کردم دست محبت بر آن میکشیدی

ببخش زیرتابوتت رانگرفتم اما زیر بغلت را یادم هست بارها گرفته بودم

گریه نکردم راستش اشک چشمم برسر بالین بیماریت خشکیده بود

سیاه نپوشیدم اما......فکر می کنم روسیاه هم نشدم

نمیدانم شاید اشتباه کرده ام!!!

نگاه مردم اینگونه میگوید.

حسینی هاش بسم الله...

خیلی دلم میخواست براشون دارو بفرستم اما

روی داروها نوشته بودند با معده پرمصرف شود...

ده روز محرم نذری دادین قبول خداییش نذری حق اینها نبود

حسینی هاش بسم الله...


ادامه نوشته

بهشت هم خشکسالیست!!!


بهشت هم خشکسالیست

این رادیشب ازکف پای ترک خورده مادرم فهمیدم!!!

عشق چهارحرفه!!!

فدای صداقت بی سوادی که وقتی ازش پرسیدند:

<عشق>چندحرفه؟

گفت:چهارحرفه!

وهمه بهش خندیدند.امازیرلب زمزمه میکرد:

حسین...حسین...

سلامتی

روی سنگ قبرم بنویسید : “اولین باری نَبود که مُرد”

..............

همیشه میشه تموم کرد فقط بعضی اوقات دیگه نمیشه دوباره شروع کرد …

...............

گفت : بزن به سلامتی پت و مت !

گفتم : حتما به خاطره اینکه خنده دار بودن ؟

گفت : نه ، به این خاطر که تا تهش با هم بودن !

.............


پدرم ،تنها کسی است که باعث میشه بدون شک بفهمم فرشته ها

هم میتوانند مرد باشند ! به سلامتی هرچی پدره

............

به سلامتی پدری که نمی توانم را در چشمانش زیاد دیدیم

ولی از زبانش هرگز نشنیدم …!!!

.............

به سلامتی پدری که همیشه سخت ترین ها را داشت

که من بهترین ها را داشته باشم …

.............

به سلامتیه مادرم ! تنها کسی که همیشه بیشتر از خودش و

بیشتر از خودم به من “اهمیت” داده …

.............

گفت: پسر تو چند سالته ؟؟؟

پارسال ۱۶سالم بود بچه بودم ؛ دو روز بعد بابام مرد ،

بازم ۱۶سالم بود اما دیگه بچه نبودم !

.............

گفت : “اگه این یکی هم دختر بشه دستاشو قطع می کنم”

خدا بهشان پسری داد که دست نداشت …

.............

ادامه مطالب هم بخونید






ادامه نوشته

کاش ما هم کربلایی می شدیم



دانی که چرا مهر جبین خاک حسین است؟ / چون قبله ی دل پیکر صد چاک حسین است

دانی که چرا چوب شود قسمت آتش؟ / بی حرمتیش بر لب و دندان حسین است

دانی که چرا آب فراتست گل آلود؟ / شرمنده زلعل لب عطشان حسین است

دانی که چرا کعبه ی حق گشته سیه پوش / یعنی که خدا هم عزادار حسین است . . .

.............

نازم آن آموزگاري را که در يک نصف روز

دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند

ابتدا قانون آزادي نويسد بر زمين

بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند


...............
 

باز محرم شدو دلها شکست از غم زينب دل زهرا شکست

باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست

آب در اين تشنگي از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست

قاسم وليلا همه در خون شدند اين چه غمي بود که دنيا شکست

محرم ماه غم نيست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسين است

.................


روز سه شنبه 6:40عصر ورق دیگری از دفتر خانواده ما ورق خورد

کاش آن شب را نمی آمد سحر

کاش گم در راه پیک بد خبر

ای عجب کان شب سحر اما به ما

تیره روزی آمد و شام دگر

دیده پر خون از غم هجران و او

با لب خندان چه آسان بر سفر

ای دریغ از مهربانی های او

دست پر مهر آن کلام پرشکر

غصه ها پنهان به دل بودش ولی

شاد و خرم چهره اش بر رهگذر

در ارزان زان ما بود ای دریغ

گنج پنهان شد به خاک و بی ثمر

............


مشیت الهی بـر ایـن تعلق گرفـته کـه بهار فرحناک زندگی را خـزانـی ماتمزده

بـه انتظار بنشیند و این بارزترین تفسیر فلسفـه آفـرینش درفـراخـنای بـی کران

هـستی و یـگانه راز جـاودانگی اوسـت

........

از عزیزانی که این مطلب رو خوندن تمنا دارم برای شادی روح

مادر بزرگم صلوات هدیه کنند

خدایا به حق شاه مردان / مرا محتاج نامردان مگردان

خورشید چراغکی ز رخسار علیست / مه نقطه کوچکی ز پرگار علیست

هرکس که فرستد به محمد صلوات / همسایه دیوار به دیوار علیست

..............

نازد به خودش خدا که حیدر دارد / دریای فضائلی مطهر دارد

همتای علی نخواهد آمد والله / صد بار اگر کعبه ترک بردارد

.................

نه فقط بنده به ذات ازلی می نازد / ناشر حکم ولایت به ولی می نازد

گر بنازد به علی شیعه ندارد عجبی / عجب اینجاست خدا هم به علی می نازد . . .

.................

عید غدیر خم مبارک باد

کاش کسی یاد معلم ها میداد ...

کاش کسی یاد معلم ها می دادکه اول مهر

شغل پدرهارا نپرسند.....

وقتی هنوز احترام به همه ی شغلهارا

وافتخاربه همه ی پدرهارا یاددانش آموزانشان نداده اند.

حالا غم چشمان یتیمی که نم می خوردبماند.....


از زلزله نمیترسم

از زلزله نمیترسم چون مدرسه ام سقف ندارد

مرگ عروس ٨ ساله در شب زفاف




دختر هشت ساله‌ی یمنی که به عقد مردی چهل ساله در آمده بود،

شب زفاف به علت خونریزی و آزار جنسی از طرف شوهرش درگذشت.

سایت خبری «المشهد الیمنی» با اعلام این خبر می‌نویسد،

در شهر «حرض» واقع در استان «حجه‌«ی یمن مرد ثروتمند

چهل ساله‌ای با پرداخت مبلغ گزافی دختر بچه‌ی هشت ساله‌ای

را به عقد خود در می‌آورد که شب زفاف این دختر بچه به علت

خونریزی و آزار جنسی فوت می‌کند.

گرگ انسان نما


گـرگهـا همـیشـه زوزه نـمیكـشـند ...

گـاهـی هـم مـی گـویـنـد :

دوسـتـت دارم ...

و زودتـر از آنـكـه بـفهـمـی ...

مـیدرنـد خاطـراتـت را ...

و تـو میمـانـی با تـنـی كـه بـوی گـرگ گـرفـتـه ...!!!

نصیحت عجولانه

توی فرودگاه یکی بود که پشت سر هم سیگار می کشید.

یکی دیگه رفت جلو گفت :

بخشید آقا! شما روزی چند تا سیگار می کشین ؟

طرف جواب داد : منظور؟ طرف جواب داد :

منظور اینکه اگه پول این سیگارا رو جمع می کردین ،

به اضافه ی پولی که به خاطرسلامتیتون خرج دوا و

دکتر می کنین ، الان اون هواپیمایی که اونجاست مال شما بود !

طرف با خونسردی جواب داد : تو سیگار می کشی ؟

- نه ! هواپیما داری ؟ - نه ! به هر حال مرسی بابت نصیحتت ،

ضمناً اون هواپیما که نشون دادی مال منه !

زیارت قبول

سلام حاجی....

شنیدم حاج خانم برای چندمین بار دلش هوس طواف کعبه کرد 

شما هم از خدا خواسته لبیک گفتی...

 مکه خوش گذشت ؟ ...

خدایت خوب بود... دینت کامل شد، سنگ هایت را به شیطان زدی؟!

حاجی سوغاتی هایت بوی ندامت می دهند؟! حاجی، لباست از جنس اعلاست؟ 

 حاجی عجب دمپایی سفیدی؟!

سفر چطور بود حاجی..؟؟ خوش گذشت....؟؟

شنیدم حاج خانم بسیار ولخرجی کرده و چند النگو و سینه ریز گرانخریده....

حاجی جان خبر داری آقا رضا

همین همسایه چند خانه بالاتر....

کلیه اش را فروخته تا برای دخترش جهاز بخرد...؟؟؟

دخترش 3 سال است مراسمش هرماه عقب افتاده....

طفلکی ها هفته قبل بعد از 3 سال مراسم ساده ای گرفتند و ازدواج کردند.

آنها را بی خیال حاجی جان...اصل حالت چطور است...؟؟

شنیدم دیشب شام مفصلی به مهمانها داده ای.....

چند کودک گرسنه دم در هی اذیت میکردند !!!!!

و غدا میخواستند...آنها را دیدی حاجی...؟؟

حاجی، با این همه ریا، باز هم مکه خوش گذشت ت ت ت ؟!

سرت را درد نیاورم حاجی جان...

زیارت قبول....

باخدا دست میدهی

کسانی را می شناسم که با صدای بلند دعا می خوانند

اما دستشان به ستاره ای نمی رسد


اما کسانی هستند که بی دعا

با خدا دست می دهند....