ما ترک ها یک ذرب المثلی داریم (خدایی هست که میخ رامسمار کند

درزمانهای قدیم شاهی بود خوش گذران ودرحال ساخت یک ویلای ییلاقی

نجاردربار رو صدا میکنه ومیگه برای فردا صبح هزار عدد میخ چوبی احتیاج دارد تا

ویلایش راتکمیل کند

نجار میگوید شهنشاها تاصبح بیشتر از بیست یا سی تا نمیشود ساخت

مهلت زیادی بدهید

شاه عصبانی شده ومیگوید یا باید صبح هزار میخ چوبی بیاوری یاسرت

راهمین جا میزنم

نجار گریان وناراحت به خانه برمیگردد زنش هم جریان را جویا میشود وبعد از شنیدن

سخنان نجاربه اودلداری میدهد ومیگویید خدا قادر هست نگران نباش به جای

ناراحتی بلند شو باهم تلاشمان رابکنیم تاجایی که میتوانیم درست میکنیم

فکر فردا نباش خدا مهربان هست وپناه بی پناهان

چن تایی میخ درست نکرده بودند که نگهبان دربار در خانه نجار رامیزند

نجار نگران درراباز میکند

نگهبان دربار میگوید برای صبح چهار عدد مسمار چوبی نیاز دارد

نجار میگوید سرم شلوغ است ودارم برای ویلای شاه میخ درست میکنم 

نگهبان جواب میدهد ویلا را بیخیال شما حالا چهار عدد مسمار برای طابوت

شاه آماده کنید لحظاتی پیش مرد وبه جای ویلا باید برود قبرستان

زن نجار باشادی به نجارمیگویید نگفتم خدامهربان هست وپناه بی پناهان

شاهی که هزار میخ میخواست الان محتاج چهار مسمار شده است

از آن پس این ضرب المثل برسر زبانها می افتد

میخی میسمارا چوییرن الله وار